مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )

54

تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )

آمدند و بستر مرا تهى كردند . آيا ما از يك . . . . . . . . نيستيم ؟ چگونه توهينى را كه نسبت به ما روا شده ، بزداييم ؟ » . با اين سخنان آنان را روانه كرد . اين بود سخنانى كه براى آندا جاموقه فرستاده شد . سرانجام [ تموچين ] آنان را فرستاد تا سخنانى را هم كه تواوريل خان كرائيت گفته بود ، به جاموقه بازگويند : « با درنظر گرفتن اينكه در گذشته يسوگاى خان خدمتى براى پدرم انجام داده بود ، من با تو [ تموچين ] پيوند دوستى بستم . با دو تومانى كه سواره مجهز كرده‌ام ، جبههء يمين با من خواهد بود . كس فرست تا با برادر كوچك جاموقه صحبت بدارند ، تا جاموقه برادر كوچك ، دو تومان سواره مجهز كند . راجع به محلى كه بايد جمع شويم ، بايد جاموقه برادر كوچك آن را تعيين كند » . هنگامىكه اين سخنان را به پايان رسانيدند ، جاموقه گفت : « با اطلاع از اينكه بستر آنداى من تموچين تهى مانده است ، قلبم مجروح شد . با اطلاع از اينكه دلش شكسته ، روحم جريحه‌دار شد . انتقام مىگيريم . اودوئيت‌ها و اوواس ماركيت‌ها را نابود خواهيم كرد و اوجين برتاى او را نجات خواهم داد . براى زدودن اين توهينى [ كه به او روا شده ] ، تمام قاات ماركيت‌ها را منهدم خواهم كرد و بانوى او برتا را نجات خواهم داد [ و ] بازش خواهم گرداند . توقتواى جبون بايد هم‌اكنون در بواوراكاآر « 1 » باشد [ و ] مشغول نمدمالى براى زينش « 2 » ، [ و ] به صدا درآوردن طبل‌هايش . دائير اوسون عصيانگر بايد هم‌اكنون در تلقون ارال « 3 » [ در مصب رودهاى ] اورقون « 4 » و سالانگا « 5 » باشد ، [ و ] مشغول تكان دادن تركش‌هاى سرپوش دارش . قاآتاى درمله ، جنگجوى جنگل سياه ( ؟ ) بايد هم‌اكنون در قرجى كاآر « 6 » باشد ، در آنجايى كه باد دانه‌هاى گياهان را پراكنده ساخته است « 7 » . حال ، مستقيما از رود كيلقو « 8 » مىگذريم . وضع [ علف‌هاى ] سقل بايان « 9 » بسيار

--> ( 1 ) - Bu , ura - Ka , ar ( 2 ) - ترجمهء مغولى آن كاملا مطمئن نيست . ( 3 ) - Talqun - aral ( 4 ) - Orqon ( 5 ) - Salangga ( 6 ) - Qarajy - Ka , ar ( 7 ) - نوع گياه مشخص نيست . ( 8 ) - Kilqo ( 9 ) - Saqal - bayan